نویسندگان
1
2
چکیده
اصلیترین مسئله در فقه سیاسی، تعیین حاکم سیاسی جامعه است. نبود شرایط تشکیل حکومت اسلامی برای شیعیان، باعث شده است که فقیهان شیعه به صورت مستقیم و در قالب بابی مستقل، این مسئله را مورد بحث قرار ندهند. در عین حال عموم فقیهان شیعه در لابهلای ابواب فقهی، بحث از تصدیگری در عصر غیبت و اختصاص این منصب به فقیه جامعالشرایط را کمابیش مورد توجه خویش قرار دادهاند. تحقیق حاضر این پرسش را مورد توجه خویش قرار داده که آیا شهید اول و شهید ثانی به عنوان فقیهان طراز اول عصر خویش، به این مسئله توجه داشته و آن را مورد بحث قرار دادهاند؟ این تحقیق با بررسی اندیشه این دو فقیه برجستۀ شیعی به روش توصیفی ـ تحلیلی، به این پرسش پاسخ مثبت داده و نشان میدهد که شهیدین از رهیافت ولایت فقیه به صورت بارز حمایت نموده و بر این عقیدهاند که این رهیافت، راه حل تمامی مشکلات و مسائل جامعه است. شهید اول در اثبات مسئله ولایت فقیه تنها به دلیل عقلی استناد جسته و از ادله نقلی به صورت مستقیم استفاده نکرده است؛ لکن شهید ثانی برای اثبات این امر از هر دو روش عقلی و نقلی بهره جسته است.
کلیدواژهها