نویسنده
استاد حوزه و دانشگاه
چکیده
رفتار اجباری یکی از پیچیدهترین پدیدههای انسانی است که در تلاقی مباحث فلسفی، فقهی، حقوقی و روانشناختی قرار میگیرد. میزان تأثیر عوامل مختلف بر اراده و حدود اختیار فرد، مسئولیتهای اخلاقی و حقوقی فاعل را تعیین میکند. این پژوهش با هدف مطالعه تطبیقی ماهیتشناسی رفتار اجباری در دو پارادایم فقه امامیه و روانشناسی بالینی و بررسی امکان تطبیق مفاهیم، انجام شده است. رویکرد تحلیل–تطبیقی بر پایه تحلیل منابع کتابخانهای و پایگاههای معتبر علمی صورت گرفت. ابتدا مبانی نظری هر حوزه به صورت مستقل تبیین شد و سپس بر اساس شش محور اصلی شامل منشأ اجبار، آگاهی، اراده، مسئولیتپذیری، معیارهای تشخیص و بافت و زمینه، چارچوبی تطبیقی طراحی شد. نتایج نشان میدهد با وجود تفاوت در منشأ اجبار—که در فقه بیرونی و در روانشناسی درونی است—شباهت در نتیجه نهایی یعنی ناچاری و تاثیر بر اراده قابل توجه است و امکان تطبیق مفهومی وجود دارد. مفاهیم فقهی اکراه، اضطرار و اجبار، با درجات مختلف تضعیف اراده در روانشناسی، مانند خفیف، متوسط و شدید OCD، قابل تطبیق است. بر اساس این تحلیل، مدل «طیف تأثیر–منشأ» طراحی شد که مراتب اثر بر اراده را از صفر تا چهار نشان میدهد. علیرغم مبانی فقهی برای کاهش مسئولیت در اختلالات اراده، نظام حقوقی ایران فاقد معیارهای تشخیصی و رویههای عملی است. نظام حقوقی کانادا، با بهرهگیری از یافتههای علمی، میتواند در بومیسازی و انطباق با مبانی فقهی، راهگشا باشد. تدوین معیارهای پزشکی–فقهی و تشکیل تیمهای ارزیابی چندتخصصی از پیشنهادهای اصلی است
واژگان کلیدی