نویسنده
چکیده
آموزه تقیه، جزء سنن تکوینی و تشریعی حاکم بر نظام هستی است که فرقههای مختلف، از جمله امامیه و زیدیه، طی دورهها و قرنهای متمادی به آن پایبند بوده و هستند؛ اما عدهای از فرقهشناسان، با تمسک به کلام شهرستانی، نفی تقیه را به زیدیه نسبت دادهاند. تحقیق پیشِرو با جمعآوری اطلاعات از منابع اصلی به روش تحلیلی، درصدد راستیآزمایی اندیشه این دسته از فرقهشناسان است. این نوشتار بر آن است که انتساب نفی تقیه به زیدیه، حتی به صورت اجمالی نارواست. زیدیه چون امامیه، اصل تقیه را پذیرفته و در تمسک به ادله عقلی و نقلی جهت اثبات آن، با آن همگرا است. اختلاف زیدیه با دیگر فرقهها، از جمله امامیه، در فرد تقیهکننده است. امامیه، تقیه را بر معصومین جایز میداند اما زیدیه تقیه معصومین (امام) را حرام میداند؛ زیرا باور به تقیه، با تعریف امامت، وظایف امام در زیدیه، لوازم عمل به تقیه و تحقق کذب و نفاق، پذیرش نفی ضرر در دین که از سوی زیدیه بیان شده است، در تعارض است.
کلیدواژهها