نویسندگان
1
2
چکیده
یکی از مهمترین دغدغههای ذهنی متکلمان دستیابی به موضوع علم کلام بوده است. پیشفرض متکلمان و نیز تفتازانی در کتاب شرح المقاصد ـ مانند بیشتر عالمان و دانشمندان که وجود موضوع را برای علوم ضروری دانستهاندـ محوریت علم کلام بر مدار تعیین موضوعی واحد و یا در نهایت متعدد بوده است که بر این اساس مسائل علم کلام بر حول محور عوارض ذاتی آن قرار میگیرد. حال سؤال پژوهش پیشرو این است که آیا علم کلام لزوماً علمی موضوعمحور است؟ مهمترین آراء این دسته از متکلمان و همچنین نظر تفتازانی در شرح المقاصد، در چیستی موضوع کلام و ادله آنها چیست؟ مقاله پیش رو با روش علمی ـ تحلیلی به بررسی و نقد مهمترین آراء، درباره موضوع علم کلام با تأکید بر کتاب شرح المقاصد پرداخته است. بنابر یافتههای پژوهش حاضر: ۱. دلیلی بر الزام وجود موضوع بهویژه موضوع واحد، در علوم و نیز علم کلام وجود ندارد. ۲. ویژگی دیدگاه تفتازانی نسبت به دیدگاههای دیگر در فراگیربودن آن است، اما نمیتواند مانع اغیار باشد.۳. موضوع علم کلام بر اساس غایت و مسائل این علم است که با توجه به شبهات کلامی، شدت و ضعف مییابد. پس موضوع علم کلام برگرفته از مسائل آن است و مسائل گوناگون، موضوعهای مختلف را، در پی دارد.
کلیدواژهها