نویسندگان
مرکز فقهی ائمه اطهار
1
استادسطوح عالی حوزه علمیه قم
2
چکیده
مسئلۀ جریان برائت در فرض شک در جزئیت و شرطیت، از مباحث بنیادی و پرتکرار در علم اصول است که تأثیر مستقیمی بر صحّت و بطلان عبادات و معاملات دارد. ازآنجاکه جزء و شرط هر دو در تحقّق امتثال واقعی دخالت دارند، تردید در وجود یا عدم آنها میتواند به تردید در تحقق متعلّق امر منتهی شود و در نتیجه، تکلیف عملی مکلّف را تحتالشعاع قرار دهد. این پژوهش با هدف تبیین دقیق حدود و ثغور جریان اصول عملی در این فرض، به تحلیل و نقد آرای اصولیان، از میرزای قمی تا معاصرین، پرداخته و درصدد ارائۀ نگرشی جامعتر و روشمندتر نسبت به دیدگاههای موجود است. اهمیّت این بحث در آن است که مکلف در عرصه عمل، در موارد متعددی با شک در اجزاء یا شرایط مواجه میشود؛ برای نمونه در عبادات مانند نماز یا در معاملات همچون نکاح. پذیرش یا ردّ جریان برائت در چنین مواردی میتواند آثار فقهی چشمگیری، همچون بطلان یا اعتبار عمل، در پی داشته باشد. ازاینرو، واکاوی مبنایی این مسئله، افزون بر کارکردهای فقهی، در تربیت اجتهادی و تقویت بنیه استنباطی طلاب و محقّقان نیز اهمیت ویژهای دارد. روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی ـ اجتهادی و مبتنی بر رویکرد توصیفی ـ انتقادی است. با تتبع در منابع اصولی و بررسی دقیق ادله نقلی و عقلی، نخست محل نزاع تبیین و سپس مبانی و استدلالهای فقها با تفکیک صغری و کبری، تحلیل و ارزیابی شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در بحث برائت از جزئیت و شرطیت، شش قول قابلاعتنا مطرح گردیده است. تحلیل دقیق انواع جوامع (بسیط، مرکب، ذاتی، مشکک، مشیر و غیرمشیر) و نسبت آنها با عمل مکلف، نقشی تعیینکننده در اتخاذ موضع نهایی دارد. بر این اساس، در صورت ذاتی بودن جامع، مبنای صحیحی به اشتغال منتهی میشود؛ اما در فرض مشکک بودن جامع، اعم از صحیحی یا اعمی، میتوان به اصل برائت تمسک جست. بدین ترتیب، پژوهش حاضر ضمن تبیین وجوه افتراق و اشتراک آرا، رویکردی جامع در جمعبندی مبانی اصولی این مسئله ارائه کرده است.
واژگان کلیدی