نویسندگان
1
مرکز ففقهی ایمه اطهار
2
چکیده
قاعدۀ «اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا» یکی از قواعد کاربردی در دانش اصول فقه است که نقش مؤثری در تبیین دلالت الفاظ متقاربالمعنی، همچون «فقیر و مسکین» یا «ایمان و اسلام»، ایفا میکند. با وجود پیشینۀ ادبی این قاعده که به آثار قرن دهم هجری بازمیگردد و کاربست فقهی آن، ماهیت مبنایی آن کمتر مورد واکاوی مستقل قرار گرفته است. پژوهش حاضر به ارزیابی شش مبنای احتمالی در توجیه این قاعده شامل مجازیت، اشتراک لفظی، حقیقت شرعی، تباین مفهومی با وحدت مصداق، ترادف و انصراف، و تباین مفهومی با اشتراک در حکم پرداخته و ثمرات فقهی هر یک را تبیین نموده است. یافتههای پژوهش با بهرهگیری از اسلوب تحلیل لایههای دلالت نشان میدهد که احتمالات مبتنی بر مجاز، اشتراک لفظی و حقیقت شرعی، بهدلیل تعارض با اصول عقلاییِ «اصالة الحقیقة»، «عدم اشتراک» و «عدم نقل»، فاقد وجاهت اصولیاند. در نهایت، نظریۀ مختار بر پایۀ حفظ تباین مفهومی استوار میگردد؛ بدین معنا که الفاظ در معنای لغوی و مباین خود باقی مانده، اما در مقام مراد جدی و به مدد قرائن خارجی یا تناسب حکم و موضوع، در مصداق یا ملاک حکم مشترک میگردند. بنابراین، این قاعده نه یک قانون تعبدی لغوی، بلکه نتیجهای برآمده از تحلیل محتوایی کلام در موارد خاص است.
واژگان کلیدی