نویسنده
چکیده
آموزش معارف دینی به کودکان، یکی از ارکان بنیادین تربیت اسلامی و ضامن بقای فرهنگی جامعه دینی است. با این حال، تجربه نشان میدهد که آگاهی صرف از ضرورت این آموزش، بدون دسترسی به روشهای کارآمد و همسو با موازین شرعی، میتواند نهتنها بیثمر باشد، بلکه با ایجاد دلزدگی، نتیجهای معکوس به بار آورد. مسئله اصلی این پژوهش، خلأ موجود در ارائه الگویی بومی و نظاممند برای آموزش دینی کودک است؛ الگویی که در عین کارایی، از متون اصیل اسلامی استنباط شده و جایگزینی برای روشهای وارداتی سکولار باشد. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی منابع دینی (قرآن، روایات و سیره معصومین() و با رویکردی فقه تربیت، به استخراج و تبیین هفت شیوه مطلوب آموزش میپردازد. یافتههای تحقیق نشان میدهند که اسلام برای انتقال مفاهیم خود به کودکان، بر روشهای متنوع، جذاب، عملی و مبتنی بر فطرت تأکید دارد. این شیوهها عبارتاند از: شیوۀ بیانی، شیوۀ نگارش و تحریر، شیوۀ عملی، شیوۀ تشبیه و تمثیل، شیوۀ آموزش میدانی، شیوۀ پرسش و پاسخ، و شیوۀ تعلیم جمعی برای بهرهگیری از روحیۀ همکاری و رقابت سالم. نتیجۀ نهایی تحقیق حاکی از آن است که ترکیب هوشمندانه این روشها، با در نظر گرفتن مراحل رشد و ویژگیهای روانشناختی کودک، میتواند فرآیند انتقال معارف دینی را به تجربهای شیرین، اثرگذار و ماندگار تبدیل کند و نسلی معتقد، عامل و علاقهمند به دینداری پرورش دهد. این پژوهش الگویی عملیاتی در اختیار والدین، مربّیان و نهادهای فرهنگی قرار میدهد.
واژگان کلیدی